لینكدونی ..

ARCHIVE
 

 لینكدونی ..

برعکس تو..

سراب عشق..خواندنی های زیبا

طراوت..

پرپرواز..

در بینهایت شب..

لینکستان..

 

 جستجو در بلاگ..

 

 خبرنامه ..

 

 آمار وبلاگ..

امروز .... 

دیروز ....

در كل ...



شنبه 29 آبان 1395:دلم تنگ است...

 

دلم تنگ است مستانه ...
برای قلب تو این دل چو پروانه...
 برون افتاده از پیله سراسیمه...
 نمیدانی كه یك روزش فقط عمریست طولانی، برای باتو بودن كاش، بتواند بفهمد كه تو میمانی ...
دلم چون چاله ی آبی غمت چون چكمه ی دلگیر ِسربازی تواند همچو باروتی بلرزاند دلم را تا كه خالی گردد از سیلاب طوفانی...
تمام عزم من این بود تمام عشق پنهانی بسوزانی بلرزانی بپوشانی دلم را مثل سیلویی پر از گندم كه با دردت تو بی منت توانی گندم دل را بخشكانی ...

 

بروس ++

ویرایش در [شنبه 29 آبان 1395] || [09:40 ق.ظ]

[09:39 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

شنبه 29 آبان 1395:مهرگان

 


دلم تنگ است امروز ..
كه ده روز از شروع سردیه زرده درختان،
بی ثمر رفته
 دلم تنگ است..
تنگِ عمر،
با عشقی كه بی منت
پر است از روزهای پر غم و گیجِ دلی
كز ماتمك های تو سر رفته
دلم خون است این پاییز ،
كه چشمم تابِ خشكی را نمیبیند
 نه، در این برزخِ تنها ،كنار من نمیشیند
 نمیخواهد كه بگشاید، دری آكنده از نوری
گرفته باز تنگ است دل،از این درد پُر از دوری
سرا پا ماتمم كرده دلِ تنگم ،دلِ زارم،
كه من با فكر تو هرشب، همینجا باز آوارم
دلم چون جگری سرخ است بر آتش،
كه هیچش نیست ،
اما باز این پختن
صدای درد را در گوشِ تنهایش
خرامان  بازگو كرده
چه بی ذوقی كه امشب باز،خاطر را میازاری
نه میبینی نه میخواهی،نه اما دوست میداری
 كه حرمت را نگه داری
سراپا قلمم امشب   ،
غمم امشب،
پر از خستگی و دردُ نوای شبنمم امشب
 ولی هر ثانیه با من جفا را از سرش گیری
 چه سوزنده چه كوبنده
كه بی من عاقبت میری
دلم تنگ است این شب ها
 برای روی ماهت كه
 نمیبینم، نمیچینم ،نمیخواهم
به غیر از آن دلم راه دلی را باز بگشاید
 چه بسیار است اما
 دل فقط خواهد كنار تو بیاساید

 

بروس ++

ویرایش در [شنبه 29 آبان 1395] || [09:41 ق.ظ]

[09:35 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

شنبه 31 مرداد 1394:بانوی من

 

بانوی من


آروم و آهسته بمون ، بانوی من ،هستیه من

تویی تو شوقه زندگی ، عشقی و سرمستیه من

من عاشقه باوره تو ، عاشقه با تو بودنم

تو مرحمه قلبه منی ، تو اوجه این سرودنم

با تو دلم به سرنوشت رضا نمیمونه ، بدون

بیا و بی وقفه فقط کنار قلبه من بمون

مهره تو از مهره خدا سرچشمه میگیره و بس

تو سنبله عشقی و نور ، دوری تو از حسه هوس

با تو دلم زلاله باز ، با تو دلم آرومه باز

بیا تو از کلبه ی دل ، یه قصر دیدنی بساز

 

بروس ++

ویرایش در [شنبه 31 مرداد 1394] || [11:21 ق.ظ]

[11:14 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

یکشنبه 17 آذر 1392:مسافر

 

مسافر 

توی چشمام پله درده...توی دستام دست سرده

تو نگاهم پر پیچک ...تو دلم غم لونه کرده

نه یه باور...نه یه راهی ...که بتونه آرزوم شه

نه خدایی...نه صدایی...نه میشه عمرم تموم شه

نه تبسم...نه یه اشکی...که بتونم جون بگیرم

توی این شب...توی این راه ...من دلم می خواد بمیرم

سربه زیری...ناگزیری...خستگی...مسافرم کرد

حتی حرفمو نفهمید...اون که روزی باورم کرد

 

بروس ++

ویرایش در [یکشنبه 17 آذر 1392] || [12:03 ب.ظ]

[11:55 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

سه شنبه 20 تیر 1391:قصه ی من

 

قصه ی من

 

دوباره شروع شده قصه ی من ،قصه ی عجیب و تلخ سرنوشت

واسه رفتن از کنار تو باید،رو جهنمم بسازم یه بهشت

من که پیش قلب تو کم نبودم، پس چرا کم شدم و ذره شدم

من همونم که تو اوج بیکسیت ،واسه کوه غصه هات دره شدم

حالا باید برم و تنها بشم، شاید این نبودنت سهم منه

شایدم به قول بعضی عاشقا،تنهایی بهای عاشق شدنه

ولی یاد دستای تو همیشه،منو یاد حسه بارون میندازه

مردی که بته واسه اطرافیان،دلشو به خاطراتش میبازه

میمیره گم میشه و تموم میشه،تو حجوم یاد دستا و تنت

میمونه تو قصه ی دل بستن و ،میمیره از غمه پنهون شدنت

غصه هاش قد همه تاریکیاست،امیدش قد ستاره تو شبه

اونی که واست میمرد همه شباش،حالا هر شب از غمت جون به لبه

 

بروس ++

ویرایش در [سه شنبه 20 تیر 1391] || [09:45 ق.ظ]

[09:37 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

سه شنبه 12 مهر 1390:دنیای این روزای من

 


دنیای این روزای من

 

توی این شبای بی غم ... من و بارون و ستاره

قصه های عاشقی رو .... یاد میگیریم دوباره

من بارون توی ایوون .... با ستاره پیش ابرا

دل و جون وقلب و بغض رو.... میکشونیم سمت دریا

نه گل سرخ نه نشونه .... از کسی که عشق باشه

گاهی خنده با سکوتی .... که یه ذره دل خراشه

گاهی یاد یار و گاهی ....  یاد فرداهای تاریک

بغض های گنده اما .... چشمه های اشک باریک

 

 

بروس ++

ویرایش در [سه شنبه 12 مهر 1390] || [12:17 ق.ظ]

[12:07 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

جمعه 16 اردیبهشت 1390:................

 

بی تو تمومه زندگیم...بی تو تموم خاطرم
فقط به من داره می گه بدون تو مسافرم
بی تو نفس کم میارم .واسه رسیدن به هوا
تا انتهای این سفر.بی دقدقه با من بیا
با من بیا تا بشنوی هرچی حدیث گفتنه
واسه رسیدن به بهار.هرچی واسه شکفتنه
پشت نگاه مخملت.یه قلبه بیتابه ببین
فقط به خاطر دلم.کنار قلب من بشین
من از تو میدونم و تو از سادگیه قلب من
بیا و با ناراحتی.عشقمونو بهم نزن
همیشه تو خاطر من.باور خاطر تو بود
حتی قبل سرودنم.خدا شعر تو رو سرود
باور بکن که دل من اصرار و کلی خواهشه
چاره ی درد دل من از تو یکم نوازشه
با تو دارم بد می کنم. بی تجربم یه ساده دل
آره همونم که بازم.آب دلت رو کرده گل
ولی بذار کنار این قلب تو طاقت بیارم
واسه رسیدن به خودت ثانیه ها رو نشمارم
درسته که دوست دارم.نداره این زبون من
ولی بدون گفتنم .بمون و از من دل نکن

 

هیچی نمیگم فقط...دیوونگیامو باید ببخشی.......!!!

 

 

بروس ++

ویرایش در [جمعه 16 اردیبهشت 1390] || [05:46 ب.ظ]

[05:38 ب.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

شنبه 17 مهر 1389:عشق رویایی

 

عشق رویایی

 

 

از همون لحظه كه عكست دلمو ازم جدا كرد

از همون لحظه كه خندت درد دلهامو دوا كرد

از همون لحظه كه چشمات مهربونیامو دزدید

عطر سنگین وجودت لب قصه هامو بوسید

تو هراس و التهابم نكنه پیشم نمونی

نكنه برق نگاتو از نگاهم بپوشونی

نكنه عاشق مردی مثل من هرگز نباشی

نكنه واسه غریبه تو ی خلوتش فداشی

به خودم گفتم نباید كلبه ی عشق رو بسازم

كلبه ای كه از وجودش روز و شبهامو ببازم

توی رویاهام یه تصویر از تو و خودم كشیدم

وقتی چشمامومی بستم روی ماهتو می دیدم

با تو بودم هر دقیقه وقتی ادعا می كردم

توی رویا واسه عشقت جونم رو فدا می كردم

این درسته كه دل من با دلت همسو نمیشه

اما این دل باورت رو می پرسته تا همیشه

نمیخوام مثل گذشته مال من باشی و باشی

بهتره تو هم تو عمق بودن خودت رها شی

بهتره هیچوقت ندونی دلمو وابسته كردی

خستگی های دلم رو با نگاهت خسته كردی

 

تقدیم به تویی كه شاید هیچوقت باور بودنت تو قلب منو باور نكنی ....

 

 

بروس ++

ویرایش در [شنبه 17 مهر 1389] || [02:17 ب.ظ]

[02:01 ب.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

سه شنبه 14 مهر 1388:منتظر

 

منتظر

 

 

گفته بودم همیشه منتظرم

گفتی منتظر نباش .  ممکنه من یه روز برم

گفته بودم که فقط مال منی

گفتی تو عاشق عاشق شدنی

گفته بودم که منو تنها نذار

گفتی هیچ وقت . اینو به زبون نیار

گفته بودم که نگاهتو نگیر

گفتی بی نگاه من . هرگز نمیر

حالا که منتظرم تو نمیای

مثله اینکه تو دلم رو نمی خوای

دل من مونده چه ساده.  بی گناه

تو دل این شب ننگین و سیاه

دیگه من گریه رو از سر می گیرم

تا که عاقبت به یادت  بمیرم

 

بروس ++

ویرایش در [-] || [-]

[10:01 ب.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

پنجشنبه 2 مهر 1388:انتظار

 

 انتظار   

 

  

 

تو انتظارم که بیای . تو انتظارم که بگی

حرف و حدیث بودن و شکفتن رو به سادگی

تو انتظارم بمونی . تو انتظارم بدونی

گذشته ی تلخ منو. توی نگات بسوزونی

گذشته ای که جز خودم . چیزی برام نمی ذاره

جایی که جز من هیچ کسی. تو خلوتش نمی باره

حالا منم محتاج تو . محتاج قلب آشنات

محتاج ابراز هوس . تو پیچ و تاب لحظه هات

آره منم منتظرت . منتظر صدای پات

عاشق دیدن تو و. شکفتن اون خنده هات

هنوز تو انتظارتم . بیا بمون و دل بباز

خونه ای از گلبرگ و نور. تو امتداد شب بساز

 

 

بروس ++

ویرایش در [-] || [-]

[01:39 ب.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

جمعه 28 فروردین 1388:تشنه ی عشق

 

تشنه ی عشق

 

 

 

بی تو من تشنه ی عشقم. تو غبار و غربت و غم

تشنه مثل گل گندم. تشنه ی نوای شبنم

بی تو تشنه ی نسیمم. واسه آرایش گونه

این منم دیوانه ی تو..واسه عاشقی نمونه

سر و دست و دل و جانم. همه مدهوش تو گشته

همه رویای شب من. قلب آغوش تو گشته

فکر هر جنبنده ای در. دل خارم پاک پاک است

جز تو هر حس غریبی. ذره ذره زیر خاک است

به نگاه نگران. دیگران که رغبتم نیست

به خدا قسم که جز تو. دیگری در غربتم نیست

دور هر ناسازگاری .با نگاهت خط کشیدم

طعم رفتن تا رسیدن ر.ا من از حست چشیدم

شور و شوقت باورم را. تا به سر حد شدن برد

حس تلخ ناتوانی. در دل و جان و تنم مرد

 

 

بروس ++

ویرایش در [جمعه 28 فروردین 1388] || [12:18 ب.ظ]

[12:08 ب.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

دوشنبه 27 آبان 1387:رهایی

 

رهایی

 

 

توی مرداب محبت.توی دشت بی وفایی

من و تو سر دو راهی .توی قصه ی رهایی

زندگی کردیم و باختیم. همه روزای سپید رو

یادمون رفت و ندیدیم. قاصدک که پر کشید رو

روزا رو به شب رسوندیم. تو شبا دنبال خورشید

ندیدیم سر گشتگیها..پرپروازمونو چید

خسته از دنیای تاریک. دنبال روزنه ی نور

وقتی فهمیدیم کجاییم . که شدیم از زندگی دور

فکر می کردیم که رهایی. قصه ی بارون و برگه

زدنه بارون رو برگا. واسه شاخه خود مرگه

حس می کردیم توی کنج. این اتاق تنگ و تاریک

میشه به گذشته پل زد. با یه چشمه اشک باریک

ولی امروز ما شدیم برگ. که هنوز روی زمینه

به همه میگیم که تقدیر. ما رو اینجوری می بینه

ولی میشه با دل صاف. دوباره از نو شروع کرد

غصه و سختی و درد رو. با تبسم رو به رو کرد

 

 

بروس ++

ویرایش در [-] || [-]

[10:49 ب.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

شنبه 2 شهریور 1387:باورم نمیشه

 

باورم نمیشه

 

دیگه باورم نمیشه . که تو ام عاشق عشقی

که تو ام مجنونه مجنون .هنوزم لایقه عشقی

دیگه باورم نمیشه . که صدات لالایی باشه

چشایه همیشه خیست . رنگ بی پروایی باشه

دیگه اصلا تو کتم نیست . که تورو بغل بگیرم

که تورو صادق بدونم .  واسه سادگیت بمیرم

آخه جایی واسه ی من .  توی حرفات ننوشتی

توی قلبت جای اسمم . حتی نقطه چین نذاشتی

منو با یه کوله باره .  حسرت و دستای خالی

جا گذاشتی . .پرکشیدی . تو به سمت بی خیالی

دیگه نه من نمیتونم  . مثل یه بی سر و سامون

گریه ها مو گم کنم تو . شب تنهایی و بارون

دیگه باورم نمیشه . که بتونم که بمونم

روی این همه سیاهی رو . با چشمام بپوشونم

 

بروس +عمومي , +

ویرایش در [-] || [-]

[07:08 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

پنجشنبه 11 بهمن 1386:مرگ

 

مرگ

 

 

 

 

شب آخر توی ایوون.توی نم نمای بارون

دیگه آخرش رسیده .قصه ی مرد پریشون

توی قلک که نداره . چیزی واسه رونمایی

آخه عشق بچگی ها. تو بگو امروز کجایی؟

یه طرف لعنت مادر . یه طرف نفرین والد

کیو می شناسی تو دنیا. که بیاد بپرسه حالت

یه برادر دوتا خواهر . همه در گیر هیاهو

دل داغون شده ی ما . اون همه سادگیا کو؟

همه در بند نگاهم . توی سلول حقایق

واسشون مثل یه عمره . رفتنه تند دقایق

مثل ساعت اتاقم .تا ابد می خوام بخوابم

مثل خورشید مثل تکرار . توی هر روزم نتابم

برم و راحتی ها رو. واسه ی شما بیارم

خودمم تو بستر مرگ. گلای یخ رو بکارم

دیگه از من اثری نیست .وقتی شعرامو می خونن

دیگه نیستم که ببینم. همه اسممو می دونن

 

بروس +عمومي , +

ویرایش در [یکشنبه 28 بهمن 1386] || [07:02 ق.ظ]

[06:01 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

سه شنبه 2 بهمن 1386:آرزوم شده

 

آرزوم شده

 

 

آرزوم شده بیای و. دلمو بغل بگیری

نگی با قلبی شکسته .واسه ی همیشه می ری

آرزوم شده کنار. دل من خنده بباری

توی هر ثانیه ی من. عطر لبخند رو بیاری

آرزوم شده بتابی. به شبای تیره ی من

واسه تو سبزینه باشم. توی این راه شکفتن

آرزوم شده چشاتو. به چشام آروم بدوزی

توی آتیش نگاهم. واسه خاطرم بسوزی

دیگه آرزوم همینه. که توی بند تو باشم

توی سلول نگاهت. مست لبخند تو باشم

تا ابد زندونی باشه. دل من توی نگاهت

با دلم آروم بگیره. دوتا چشم بی گناهت

 

بروس +عمومي , +

ویرایش در [-] || [-]

[03:01 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

یکشنبه 23 دی 1386:پرتو عشق

 

پرتو عشق

 

 

 

یادیار عشق تو. در قلب من پیدا شده

قلب من گویی. ز چشم روشنت شیدا شده

روح و قلب و مهر و جانم. همه در بندگی است

همه از بابت رویت. غرق شرمندگی است

از کنار روی ماه و.لوبتت خواهم گذشت

غرق دیوانگی ام. پای پیاده دشت دشت

روز های بی تو در. این روزگار گرم سوخت

چشم و مژگانت به قلبم. پرتو عشق فروخت

از گذار روی تو. انگار مجنون گشته ام

از دیار و شهر و دنیا .گویی بیرون گشته ام

عشق بازی را چنان آموختی. که قلب من

بی مهابا رفت سوی. عشق و دیوانه شدن

صورتم از بابت. روی نگارت سرخ گشت

روز های عمر من. کم کم به عشق تو گذشت

 

بروس +عمومي , +

ویرایش در [-] || [-]

[12:01 ب.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

جمعه 29 تیر 1386:ابر کبود

 

ابر کبود

آسمون قد نگاهت. یه سبد ستاره داره

از دل آسمون امشب .اشک چشم تو می باره

تو نه تنها گل سرخی. که ضمیر ناخودآگاه

به توهدیه کرده عشق رو. تو ی پیچ و تاب این راه

من همون ابر کبودم. که تو پرتو طلایی

رنگ سایه رو می سازم. واسه دست آشنایی

همه غیرته نگامو. تو چشات خلاصه کرد

توی تنهایی و ظلمت. بی مهابا خود دردم

توی رنگ سبز جاوید. تو هنوز رنگین کمونی

راز عشقه گل سرخ رو.تویه آشنا میدونی

نصف عمرم به فنا رفت. وقتی چشماتو ندیدم

دل من از هیجان مرد. وقتی به نگات رسیدم

صحبت چشام با چشمات. به چه سادگی رقم خورد

خنده و محبت ما .دل بی رحمی رو آزرد

 

 

بروس +عمومي , +

ویرایش در [جمعه 29 تیر 1386] || [12:07 ب.ظ]

[12:07 ب.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

دوشنبه 14 خرداد 1386:فرشته ی زمینی

 

فرشته ی زمینی

تو واژی محبتی. در بی کرانه های دل

از دیدن روی تو گل. شرمنده ی سرخ و خجل

تو آفتاب رحمتی .آرامش و شور و سرور

با تو تمام لحظه ها. درگیر با آرام نور

امشب تولد نگاه.تورا به سویم می دمد

امشب به جای فکر. دل. در سینه فرمان می دهد

امشب شبه جشن است باز. گویا زمین رسوا شده

فرشته ای با نام تو. روی زمین پیدا شده

آرامش امشب من. از بابت وجود توست

از بابت آمدنت .دست و دل و جان شده سست

از بابت بودن تو.آرام و عاشق دل شدم

منتظر آمدنت. بی درد و بی مشکل شدم

 

 

بروس +عمومي , +

ویرایش در [دوشنبه 14 خرداد 1386] || [04:06 ق.ظ]

[04:06 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

چهارشنبه 19 اردیبهشت 1386:حقیقت

 

حقیقت

 

دیوونه ی نگاهتم.وقتی بهت زل می زنم

با شوخیا و خنده ها . می خوام بهت پل بزنم

می خوام بگم حقیقت رو . بگم چقدر دوستت دارم

دلم می خواد بفهمی که . واسه تو کم نمیذارم

از بابت اشکای تو . دلم پشیمونه هنوز

تورو خدا تو آتیشه .حرفای تند من نسوز

حرفای قلب من هنوز. بهت می گه که عاشقه

رنگه دوتا گونه ی من. با گفتنش شقایقه

وقتی که حرفی می زنی . دلم سراپا آتیشه

می خواد بدونه آخره. حرفه دل تو چی میشه

دلم برات اسیر و . اسارتش بی انتهاست

پایان عشق منو تو . نبودنه خود خداست

 

بروس +عمومي , +

ویرایش در [-] || [-]

[11:05 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

دوشنبه 20 فروردین 1386:سنگ دل

 

سنگ دل

 

 همه ی عشق تو بودم. تو شبای ساكت و سرد

همه ی فكر تو بودم. توی كابوس شب درد

توی هر باور تقدیر. كه مثل  برگ گل یاس

همشون ساده ورق خورد. جای عاشقا همینجاس

تو كه میدونی دل من. هنوزم برات میمیره

تو كه میدونی نگاهم. از تو باز بونه می گیره

ولی فكرت توی فكر. یه نفر دیگه نشسته

دل سنگ تو هنوزم. به دل من دل نبسته

هر چی می كشم از این دل. واسه خاطر تو بوده

هرچی گفته هرچی داشته. واسه چشم تو سروده

ولی جای دیگه قلبت. بنده پای یار دیگه

اینو من نمیگم اما . چشاتم دروغ نمیگه

 

 

بروس +عمومي , +

ویرایش در [دوشنبه 20 فروردین 1386] || [10:04 ق.ظ]

[10:04 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 


 مباحث ..

عمومي...48


 

 نویسندگان..

بروس...60


 

 آرشیو ..

آبان 1395...2

مرداد 1394...1

آذر 1392...1

تیر 1391...1

مهر 1390...1

اردیبهشت 1390...1

مهر 1389...1

مهر 1388...2

فروردین 1388...1

آبان 1387...1

شهریور 1387...1

بهمن 1386...2

دی 1386...1

تیر 1386...1

خرداد 1386...1

اردیبهشت 1386...1

فروردین 1386...1

اسفند 1385...1

بهمن 1385...2

آذر 1385...1


 

 صفحات ..

1 2 3

 

 نوشته های پیشین..

دلم تنگ است.....-
مهرگان..-
بانوی من..-
مسافر..-
قصه ی من..-
دنیای این روزای من..-
..................-
عشق رویایی..-
منتظر..-
انتظار..-
تشنه ی عشق..-
رهایی..-
باورم نمیشه..-
مرگ..-
آرزوم شده..-

Email
[yahoo]

.(C) Copyright

All Right Reserved

Alireza Asgari !!

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic